انقلاب‌ اسلامي‌ ايران؛ وامدار الطاف‌ الهي

ما منّت‌ از ولي‌عصرعج مي‌كشيم‌

علي ابوالحسني (منذر)

 

انقلاب‌ كبير اسلامي‌ ايران، از رويدادهاي‌ كم‌‌نظير در تاريخ‌ ايران‌ است‌ كه‌ توانست‌ طومار رژيم‌ تا بن‌ دندان‌ مسلح‌ پهلوي‌ را (با وجود پشتيباني‌ نظام‌ سلطه‌ جهاني‌ از آن) درهم‌ بپيچد و براي‌ هميشه‌ به‌ بساط‌ كهنه‌ شاه‌ و شاه‌‌بازي‌ پايان‌ دهد. 

در طول‌ اين‌ انقلاب‌ سترگ، از نقطه‌ شروع‌ و گسترش‌ خونبار آن‌ در خرداد 42 تا تاسيس‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ و درگيري‌ مستمر و همه‌‌جانبه‌ آن‌ با قدرتهاي‌ استكباري، شواهد بسياري‌ وجود دارد كه‌ در مجموع‌ به‌ نحوي‌ شفاف‌ و اطمينان‌‌بخش، از لطف‌ و امداد الهي‌ به‌ ملت‌ بپاخاسته‌ ايران‌ و رهبر و نظام‌ انقلابي‌ آن‌ حكايت‌ مي‌كند و نشان‌ مي‌دهد كه‌ آن‌ تحرك‌ عظيم‌ و بي‌سابقه‌ در تاريخ، در گوهر، موجي‌ برخاسته‌ از الطاف‌ بيكران‌ خداوند و اولياي‌ معصوم‌ وي‌ بويژه‌ حضرت‌ حجت‌ بن الحسن‌العسكري عج  به‌ مردم‌ ستمزده‌ اين‌ ديار بوده‌ است.

مقاله‌ زير، از زبان‌ حضرت‌ امام‌ خميني، عنايات‌ آشكار خداوند و ولي‌ معصوم‌ او  عج  را در حفظ‌ ساحت‌ انقلاب‌ و نظام‌ مقدس‌ اسلامي‌ از گزند حملات‌ دشمنان‌ اين‌ انقلاب‌ بازگو مي‌كند.

عنايات‌ غيبي‌ به‌ انقلاب‌ اسلامي‌

امام‌ خميني، از زمان‌ هجرت‌ به‌ پاريس‌ (مهر 57) تا سال‌ 59 كرارا‌ بر اين‌ نكته‌ تاكيد نموده‌اند كه‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ملت‌ ايران، رويدادي‌ اعجازانگيز و فراتر از محدوده‌ تنگ‌ امور مادي‌ بوده1 و دست‌ غيبي‌ الهي‌ به‌ وسيله امام‌ عصر(ع) در ايجاد و گسترش‌ آن‌ دخالت‌ دارد. ايشان‌ پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ را  «اعجاز بزرگ‌ قرن»  و  «مائده‌ بزرگ‌ آسماني» 2،  «نصرت‌ اعجازآميز اسلام‌ بر كفر» 3، و  «تحفه خدا از عالم‌ بالا» 4 به‌ مردم‌ ايران‌ خوانده‌ و براي‌ اثبات‌ اين‌ امر، بر چند واقعيت‌ ملموس‌ و عيني‌ زير انگشت‌ مي‌گذارند:

اتفاق‌ و يكپارچگي‌ عجيب‌ مردم‌ ايران‌ در سراسر كشور، و بروز حس‌ تعاون‌ در آنها، جهت‌ مبارزه‌ با رژيم‌ پهلوي‌ و تمناي‌ حكومت‌ اسلامي، و خدمت‌ بي‌شائبه‌ به‌ هموطنان‌ در سالهاي‌ 56 به‌ بعد.

به‌ گفته‌ ايشان: پيش‌ از آن‌ تاريخ، هر گروه‌ و دسته‌اي، ساز خود را مي‌زد و راه‌ خود را مي‌رفت. دلها از هم‌ دور و طبقات‌ مختلف‌ نسبت‌ به‌ هم‌ بيگانه‌ بلكه‌ بدبين‌ بودند. اما در سالهاي‌ 56 و 57 ناگهان‌ دلها و زبانها يكي‌ شد و طبقات‌ مختلف‌ كشور ـ دانشگاهي‌ و روحاني، باسواد و بي‌سواد، شهري‌ و روستايي، صنعتگر و كشاورز و طبيب‌ و مهندس، نظامي‌ و غيرنظامي، زن‌ و مرد، پير و جوان‌ و حتي‌ كودكان‌ خردسال‌ـ دفعتا‌ روي‌ يك‌ شعار واحد:  «مرگ‌ بر شاه»  و  «نابود باد رژيم‌ پهلوي»  وحدت‌ يـافـتند و يكدل‌ و يكزبان، خواستار سقوط‌ رژيم‌ شاهنشاهي‌ و استقرار حكومت‌ اسلامي‌ شدند. نيز حس‌ همدلي‌ و تعاون‌ عجيبي‌ بين‌ مردم‌ ايجاد شد كه‌ حتي‌ جواناني‌ كه‌ سالها در اروپا و امريكا تحصيل‌ كرده‌ بودند، شوري‌ شگفت‌ يافتند كه‌ به‌ ايران‌ بازگشته‌ و در شهرها و روستاها به‌ ملت‌ خويش‌ خدمت‌ كنند.5

2 ـ تحول‌ روحي‌ عجيب‌ در مردم‌ ايران‌ از حالت‌  «ترس‌ و هراس»، به‌  «شجاعت»  بلكه‌  «تهور»  در برابر رژيم‌ پهلوي‌ و ساواك‌ جهنمي‌ او و نيز حاميان‌ قدرتمند خارجي‌اش‌ (امريكا، انگليس، روسيه‌ و... حتي‌ امثال‌ صدام). انصراف‌ دلها از مسائل‌ مادي‌ و گرفتاري‌هاي‌ شخصي6 و توجه‌ آنها به‌ دين‌ خدا، و اتحاد طبقات‌ ملت‌ در تمناي‌ نابودي‌ رژيم‌ فاسد طاغوتي‌ و استقرار نظام‌ الهي7 و همچنين: پنبه‌ شدن‌ رشته‌ها و نقشه‌هايي‌ كه‌ استبداد پهلوي‌ و اربابان‌ وي‌ در طول‌ 50 سال‌ براي‌ فاسد و منحرف‌ ساختن‌ جوان‌هاي‌ پسر و دختر كشيده‌ بودند8 و بالاخره‌ بروز روحيه‌ شهادت‌‌طلبي‌ در مردم‌ (خـاصـه‌ جـوانـهـا)، از جـمـلـه‌ امـور خـارق‌‌الـعـاده‌ و معجزه‌‌آسايي‌ بود كه‌ در انقلاب‌ رخ‌ نمود و قابل‌ توجيه‌ به‌ اسباب‌ مادي‌ و ظاهري‌ نيست.

3 ـ ايجاد رعب‌ و هراس‌ در دل‌ شاه‌ و حاميان‌ قدرتمند وي‌ در شرق‌ و غرب‌ جهان، و در نتيجه: انصراف‌ آنها از مقابله‌ جد‌ي‌ با نهضت‌ اسلامي‌ و خودداري‌ از اقدامات‌ تند و خشن‌ نسبت‌ به‌ انقلابيون. به‌ گفته‌ ايشان: در صدر اسلام‌ هم، از جمله‌ اموري‌ كه‌ به‌ شكست‌ كفر و پيروزي‌ مسلمانان‌ كمك‌ داد رعبي‌ بود كه‌ خداوند در دل‌ كفار افكند و موازنه‌ قدرت‌ را به‌ سود مسلمانان‌ تغيير داد:  «سنلقي‌ في‌ قلوب‌ الذين‌ كفروا الر‌عب». اين‌ رعب، در جريان‌ انقلاب‌ نيز تكرار شد و دشمنان‌ رنگارنگ‌ قيام‌ در داخل‌ و خارج‌ را دستپاچه‌ نمود و از واكنش‌ تند و بهنگام‌ مانع‌ گشت، و الا سطح‌ ضايعات، بسيار بالاتر از آنچه‌ بود مي‌شد.9

پيروزي‌ ملت‌ با دست‌ كاملا‌ خالي‌ و در جنگي‌ شديدا‌ نابرابر با رژيم‌ پهلوي‌ (كه‌ از حمايت‌ قدرتهاي‌ جهانخوار: امريكا، انگلستان، روسيه‌ و... حتي‌ رو‌ساي‌ كـشـورهاي‌ اسلامي‌ نظير صدام‌ برخوردار بود)10از عجايبي‌ بود كه‌ در انقلاب‌ رخ‌ نشان‌ داد و از سطح‌ محاسبات‌ معمول‌ مادي‌ و سياسي‌ فراتر بود.11  

امام‌ راحل، نكات‌ سه‌ گانه‌ فوق‌  (= اتحاد عموم‌ مردم‌ بر ضد رژيم، تبديل‌ روحيه‌ آنان‌ از ترس‌ به‌ شجاعت، و رعب‌ و دستپاچگي‌ در دشمنان‌ ملت) را نشانگر دخالت‌ دست‌ غيبي‌ الهي‌ در انقلاب‌ شمرده‌ و به‌ صورت‌ ترجيع‌ بندي‌ مكرر در سخنراني‌هاي‌ خويش‌ بر آن‌ تاكيد مي‌كند.12 از نظر تيزبين‌ ايشان، قرائن‌ و شواهد دال‌ بر وجود امدادهاي‌ غيبي‌ در جريان‌ انقلاب، منحصر به‌ موارد فوق‌ نبوده‌ و پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ نيز ادامه‌ يافته‌ است، كه‌ از آن‌ جمله‌ مي‌توان‌ به‌ خنثي‌ شدن‌ مكر و توطئه‌ دشمنان‌ در ماجراي‌ طبس13 و كودتاي‌ نوژه14 و فتح‌ خرمشهر اشاره‌ كرد.

در تبيين‌ رويدادهاي‌ شگفت‌ انقلاب، امام‌ راحل‌ اولا‌ خود و هيچ‌ كس‌ ديگر از سران‌ جنبش‌ را موجد اين‌ تحول‌ و پيروزي‌ شگرف‌ ندانسته‌ و آن‌ را تنها كار خدا مي‌شمارد. 15 ثانيا‌ از آنچه‌ گفته‌ شد يك‌ گام‌ بلند، فراتر رفته‌ و دست‌ غيبي‌ را كاملا‌ مشخص‌ مي‌كند: اين‌ تحول‌ و پيروزي، كار خدا بود كه‌ به‌ وسيله‌ امام‌ عصرعج  انجام‌ گرفت:  «اين‌ من‌ نبودم‌ كه‌ پيروزي‌ را به‌ دست‌ آورديد به‌ واسطه‌ من، اين‌ خداي‌ تبارك‌ و تعالي، در سايه‌ امام‌ زمان‌ سلام‌‌الله عليه... ما را پيروز كرد... چه‌ شد كه‌ پس‌ از مدت‌ كمي‌ اين‌ تحول‌ پيدا شد؟ سابق، همه‌ چيز ما را مي‌بردند و ما نفس‌ نمي‌كشيديم. سابق، جوانهاي‌ ما را در زندان‌ها زجر مي‌دادند و اعدام‌ مي‌كردند و ما قدرت‌ حركت‌ نداشتيم. سابق، چپاولگران‌ همه‌ چيز ما را چپاول‌ مي‌كردند و ما نفس‌ نمي‌كشيديم. چه‌ شد كه‌ اين‌ ملت‌ همچو متحول‌ شد؟ جز عنايت‌ خدا چه‌ بود؟... اين‌ دست‌ غيبي‌ بود كه‌ اين‌ تحول‌ را پيش‌ آورد».16 يك‌ دست‌ غيبي‌ در كار است، خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ به‌ وسيله‌ امام‌ زمان‌ سلام‌ الله عليه.17

همچنين‌ پس‌ از رفتن‌ از تهران‌ به‌ قم‌ در اسفند 1357، در سخناني‌ كه‌ بر سر مزار شهدا در قبرستان‌ بقيع‌ قم‌ (واقع‌ در سر راه‌ جمكران) ايراد كردند، ضمن‌ اشاره‌ به‌ مبارزات‌ مستمر تاريخ‌ تشيع، فرمودند: قانون‌ اساسي‌ جديد بايد بر مبناي‌ مذهب‌ تشيع‌ اثني‌ عشري‌ تدوين‌ گردد (و اين‌ نكته‌ را دو بار مورد تاكيد قرار دادند). سپس‌ با حالتي‌ برافروخته‌ و ملتهب‌ افزودند كه:  «قدرت‌ ايمان، قوه‌ اسلام، قدرت‌ معنوي‌ ملت، اين‌ پيروزي‌ را به‌ ما ارزاني‌ داشت. ما منت‌ از خداي‌ تبارك‌ و تعالي‌ مي‌كشيم، ما منت‌ از ولي‌ عصر مي‌كشيم‌ كه‌ پشتيباني‌ از ما فرمودند. نبايد ابهامي‌ در قضايا باشد. اگر چنانچه‌ ابهامي‌ در قضايا باشد يا بخواهند منحرف‌ كنند اين‌ نهضت‌ اسلامي‌ ما را، منتهي‌ به‌ شكست‌ خواهد شد، خيانت‌ به‌ ملت‌ است، خيانت‌ به‌ اسلام‌ است».18

عطف‌ به‌ همين‌ نگاه‌ و نگرش‌ بود كه، رهبر فقيد انقلاب، ماهها پيش‌ از بهمن‌ 57 اطميناني‌ عجيب‌ به‌ پيروزي‌ جنبش‌ و سرنگوني‌ رژيم‌ داشت‌ و به‌ اين‌ و آن‌ مي‌گفت: شاه‌ رفتني‌ است، به‌ فكر روزها و اقتضائات‌ پس‌ از پيروزي‌ باشيد!19 و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ هنوز هيبت‌ و هيمنه‌ رژيم‌ شكسته‌ نشده‌ بود و كساني‌ چون‌ مهندس‌ بازرگان، به‌ مبارزه‌ گام‌ بگام‌ با حكومت‌ پهلوي‌ و تسخير كرسي‌هاي‌ مجلس‌ شورا مي‌انديشيدند.

--------------------------------------------------

پانوشت‌ها:

1. به‌ تعبير امام‌ در 30/3/58 (مندرج‌ در: كتاب‌ صحيفه‌ نور):در اين‌ انقلاب‌ و تحول، آنچه‌ رخ‌ داد فوق‌ فكر و توان‌ ما بود 2. اظهارات‌ ايشان‌ در 22/11/59 3.‌ اظهارات‌ امام‌ در 22/11/58 4.‌ اظهارات‌ امام‌ در 5/12/57 5. ر.ك، صحيفه‌ نور، 5/239 (اظهارات‌ امام‌ در 30/4/58) و نيز همان: 5/370. براي‌ داستان‌هاي‌ جالب‌ در اين‌ زمينه‌ از زبان‌ امام‌ ر.ك، همان: 5/42 (اظهارات‌ مورخ‌ 13/4/58)؛ 5/42 (13/4/58)؛ 3/573  (29/1/58)؛ 2/55 ـ 56  )28/7/57)؛ 3/352ـ351 (7/12/57) و 378ـ376 (14/12/57) 6.‌ صحيفه‌ نور، 5/43. اظهارات‌ امام‌ در 13/4/58 7.‌ صحيفه‌ نور، 4/476ـ475 (اظهارات‌ امام‌ در 30/3/58) 8.‌ صحيفه نور، 6/565 ـ 566 (12/10/58) 9.‌ همان: 3/288 (اظهارات‌ امام‌ در 26/11/57) 10.‌ اظهارات‌ امام‌ در 5/1/58 و... 11. ر.ك، همان: 6/23 (اظهارات‌ امام‌ در 11/7/58)؛ 6/32 (12/7/58)؛ 6/449 (29/9/58) 12.‌ ر.ك، اظهارات‌ امام‌ مندرج‌ در صحيفه‌ نور، مجلدات‌ 7ـ3، مورخ‌ 29/1/58، 30/2/58، 30/3/58، 13/4/58، 20/4/58، 30/4/58، 13/6/58، 11 و 12/7/58، 29/9/58، 12/10/58، 20/10/58 و 14/3/59 (در جمع‌ اعضاي‌ شركت‌‌كننده‌ در كنفرانس‌ بين‌‌المللي‌ بررسي‌ مداخلات‌ امريكا در ايران‌ و نيز در جمع‌ دانشجويان‌ و استادان‌ دانشكده‌ الهيات‌ و معارف‌ اسلامي) 13.‌ ر.ك، اظهارات‌ امام‌ در 14/3/59، در جمع‌ اعضاي‌ شركت‌كننده‌ در كنفرانس‌ بين‌‌المللي‌ بررسي‌ مداخلات‌ امريكا در ايران‌ (صحيفه‌ نور، 7/281) 14.‌ ر.ك، اظهارات‌ امام‌ در 20/4/59 در جمع‌ روحانيون‌ و ائمه‌ جماعت‌ تهران‌ و شهرستان‌ها (صحيفه‌ نور، 7/375) 15.‌ صحيفه‌ نور، 3/573  (اظهارات‌ امام‌ در 29 /1/58 ) و نيز ر.ك، همان: 4/23 (30/1/58)، 4/224 (30/2/58 ) 16.‌ صحيفه‌ نور، 4/23 17.‌ اظهارات‌ امام‌ در 30/1/58. نيز ر.ك، اظهارات‌ ايشان‌ در 29/1/58 كه:  «»  (صحيفه‌ نور، 3/573) 18. همان: 3/ـ417 ـ418 19.‌ ر.ك، خاطرات‌ و مبارزات‌ حجه‌‌الاسلام‌ فلسفي، مركز اسناد انقلاب‌ اسلامي، تهران‌ 76، صص‌ 431ـ430، و نيز اظهارات‌ مهندس‌ بازرگان‌ مورخ‌ 22 بهمن‌ 60 در جمع‌ اعضاي‌ نهضت‌ آزادي‌ مندرج‌ در: شوراي‌ انقلاب‌ و دولت‌ موقت‌ از زبان‌ مهندس‌ بازرگان، بهمن‌ 1360، از انتشارات‌ نهضت‌ آزادي‌ ايران، صص، 27ـ 28.

 

پیروزی ملت با دست خالی و در جنگی نابرابر با رژیم از عجایبی بود که در انقلاب رخ نشان داد

 

 info@ayam29.com  تماس با ما 

کليه حقوق اين سايت متعلق به ایام 29 مي باشد

استفاده از منابع اين سايت با ذکر ماخذ مجاز است