|
بهائيت و صهيونيسم
پيوند
ديرين
روابط
سران بهائيت با صهيونيسم، سابقهاي درازتر از عمر «رژيم اسرائيل» دارد.
ميدانيم
که اسرائيل يکباره در سال 1948 به وجود نيامد بلکه مقدمات انجام
آن از دهها سال قبل توسط صهيونيستها و با همکاري بريتانيا فراهم شده
بود. چنانکه وقتي هرتزل (تئوريسين صهيونيسم) در اواخر قرن 19 کتاب
«يک دولت يهودي» را نوشت، گفت: من دولت يهودي را پيافکندم! و بويژه
انديشهِ تأسيس دولت يهود در فلسطين، و سوق يهوديان جهان به آنجا،
دستکم از همان قرن 19 ذهن دانشوران صهيون را به خود مشعول، و براي
تحقق آن، به تکاپو واداشته بود که نمونهاي از آن را در نقش خاندان
جهود / سرمايهدار «روچيلد» (شاخهِ فرانسه و لندن) و عناصري نظير
ديسرائيلي در خريد سهام کانال سوئز، ميبينيم که جاي شرحش اينجا
نيست.
با توجه
به اين سوابق، بسيار معنيدار است که ميبينيم حسينعلي بهاء (مؤسس
بهائيت، زنداني عکاي فلسطين، و متوفي 1309ق) مژدهِ تجمع و عزتيابي
يهوديان در ارض موعود را مطرح ميسازد، به طوري که دهها سال بعد،
بشارتهاي او به تأسيس اسرائيل (با زمينهچيني اتباع او) در مطبوعات
غربي (نظير ايتاليا) منعکس ميشود.1
نيز
عباس افندي (متوفي آذر 1300ش / نوامبر 1921) که دستکم از آغاز قرن
20، در اثر ملاقات با سران صهيونيسم (همچون بنزوي) از طرحهاي نهان و
آشکار صهيونيسم جهاني نسبت به فلسطين بيخبر نبود، در 1907 براي
حبيب مؤيد (که به گفتهِ استاد شهبازي: به يکي از خاندانهاي يهودي
بهائي شده تعلق داشت) تشکيل اسرائيل را اينگونه پيشگويي ميکند:
«اينجا فلسطين است، اراضي مقدسه است. عنقريب قوم يهود به اين
اراضي بازگشت خواهند نمود، سلطنت داوودي و حشمت سليماني خواهند يافت.
اين از مواعيد صريحه الهيه است و شک و ترديد ندارد. قوم يهود عزيز
ميشود... و تمامي اين اراضي باير آباد و داير خواهد شد. تمام
پراکندگان يهود جمع ميشوند و اين اراضي مرکز صنايع و بدايع خواهد
شد، آباد و پرجمعيت ميشود و ترديدي در آن نيست» .2
بنزوي
(از فعالان صهيونيسم، و رئيس جمهور بعدي اسرائيل) خود به ملاقاتش
(همراه همسر خويش) با عباس افندي تصريح دارد3 و تاريخ اين ديدار را
نيز در سالهاي 1909ـ41910 يعني حدود 40 سال قبل از تأسيس اسرائيل
(1948م) ميداند، که نشانگر عمق استراتژيک روابط بين سران بهائيت و
صهيونيستها است. شواهد تاريخي همچنين از ارتباط سران فرقه با اعضاي
خاندان روچيلد، گردانندگان و سرمايهگذاران اصلي در طرح استقرار
يهوديان در فلسطين، حکايت دارد. شاهد اين مطلب، سخن خود عباس افندي
به حبيب مؤيد است که ميگويد: «مستر روچلد آلماني نقاش ماهري است.
تمثال مبارک را با قلم نقش درآورده و به حضور مبارک آورد و استدعا
نمود چند کلمه در زير اين عکس محض تذکار مرقوم فرمايند تا به آلماني
ترجمه و نوشته شود...» .5
----------------------------------------------------
پينوشتها:
1. آهنگ
بديع، نشريهِ جوانان بهائي ايران، سال 1347، ش 7 و 8، ص 209 2.
خاطرات حبيب. ص 20؛ آهنگ بديع، سال 1330، ش 3، ص 53 3. اخبار امري
(نشريه رسمي محفل ملي بهائيان ايران)، تير 1333، ش 3، صص 8-9 4.
همان، بهمن ـ اسفند 1340، ش 11-12، صص 620-621 5. خاطرات حبيب، ص 239.
براي توضيح بيشتر ر.ک، مقالهِ «جستارهايي از تاريخ بهائيگري در
ايران» ، عبدالله شهبازي، تاريخ معاصر ايران، سال 7، ش 27، پاييز
1382.
|